- گفتم : که روی خوبت از من چرا نهان است گفتا: تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
معنی: گفتم که ای خوب رو ، چرا ازمن پنهان هستی و من تو را نمی بینم ؟ گفت: تو خودت با اعمالت، پرده و حجابی بین من و خودت درست کرده ای وگرنه من صورتم آشکار است .
- گفتم: مرا غم تو خوش تر ز شادمانی گفتا :که در ره ما غم نیز شادمان است.
معنی: گفتم که غم انتظار تو برای من بهترین شادمانی است . (غمی که در راه تو باشد برایم از شادی که در راه غیر تو باشد،بهتر است.)
گفت: غم انتظار ما ،خود یک نوع شادمانی است.(تحمل مشکلات در راه رسیدن به تو شیرین است.)
- گفتم که سوخت جانم از اتش نهانم گفت:آنکه سوخت او را کی ناله یا فقان است ؟
معنی: گفتم از شوق دیدار تو از درون دارم می سوزم .گفت این نوع سوختن در راه ما خوب است و ناراحتی و آه و ناله ندارد.( تو هنوز در هوای نفس و خودبینی غرق هستی وگرنه کسی که وجود او در وجود محبوب سوخته باشد، دیگر وجودی برای شکایت و گله ندارد.)
#معنی_شعر_شوق_مهدی
#فارسی_درس_4
ما را در سایت فصل اول علوم تعریف ها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 88